ظهور شهید

مواردی که زمینه ظهور شهید را فراهم میاورد

دکترمحمدعلی اسلامی ندوشن. درکتاب داستان داستانها می نویسد

✍️ شهید همواره از میانِ ستم و جهل، سر بر‌می‌آورد تا نیروی ضدّ بدی را توجیه و تجهیز کند؛
مردم هرچه بیشتر در معرض ستمگری بوده‌اند، زمینه‌ی شهید پذیری را در خود فراهم‌ تر داشته‌اند:

🔹 شهادت سقراط، جوابگوی نیازِ مردم برای صیانت واقعیّت علمی و عقلی و فکرِ پوینده‌ و جوان است در برابرِ خرافه‌ها و کژ فکری‌های رسوب شده‌ی زمان.

🔹- شهادت حلّاج، محکومیّت مسخ‌ شدگیِ دین را اعلام می‌کند.

🔹- شهادت مسیح، اعتراضی است بر ستم و خشونت و تعصّب در دورانی که فساد ناشی از بیدادِ حکّام رومی را مسخ کرده بود

🔹- باید ایرج و سیاووشی بی‌گناه کشته شوند تا پیکار با تورانی‌ها که تجسّم نیروی مهاجم هستند، امکان پذیر گردد.

🔹- شهادت حسین بن علی(ع) نیز اعتراضی سخت به کژروی مذهبی حاکمان اموی است که با تمّسک به خلیفه اللهی، مردم را استثمار کرده و دینداران آزاد اندیش را به بند و زنجیر کشیده بودند💥
گرد آورنده (عباس محمدی)

نیایش

این نیایش را جایی خواندم و گفتم بد نیست شما هم بخوانید:
این زاویه جدید از نیایش جالب است ....

*پروردگارا !!!!!*

دراین روزهای زیبا، مخترع اینترنت را که مقامش نزد تو والاست، والاتر بگردان که او پیامبر آگاهی است.
او خدمت بزرگی به بشریت کرد.
اگر اینترنت نبود نادانی ما همچنان بی شمار بود و عمرمان بسیار کوتاه.

*دادارا !!!!!*

به فیزیکدان‌ها، دانشمندان و مهندسانی که گوشی همراه را اختراع کردند؛ درود می‌فرستیم، آنها جهان را برای ما زیباتر کردند و با بذل آگاهی جهالت را از بشریت زدودند و آرزوی دیرینه ما را برآورده ساختند.

*ای خدای بزرگ !!!!!*

ایلان ماسک با قرار دادن استارلینک در آسمان، به ما امید زندگی بهتر را داده، چرا که در آینده دست دولت‌ها از تبادل اطلاعات بریده خواهد شد، او را در دنیا و آخرت از همه بلیات محفوظ بدار.

*آفریدگارا !!!!!*

پدید آوردنده تلگرام،
مبتکر واتساپ،
متفکر اینستاگرام،
و بسیاری اَپ‌های دیگر حق بزرگی به گردن ما دارند؛ آنها را برای موفقیت‌های بیشتر کمک کن، تا بتوانند اَپ‌هایشان را از فیلتر حکومتها رها کنند.

*ای یزدان پاک !!!!!*

دانشمندان حق بزرگی به گردن ما دارند،
ادیسون،
زکریای رازی،
خوارزمی،
مریم میرزاخانی،
گالیله،
انیشتین،
مادام کوری،
کانت،
دکارت،
و همه اندیشمندانی که رفاه امروزمان را مدیون آنها هستیم،
روحشان عالی‌ است متعالی بگردان.

*ای خالق هستی !!!!!*

پیشگامان در علوم گوناگون از جمله:
علم پزشکی،
سازندگان واکسن کرونا،
پدید آورندگان آنهایی که با فقر جهانی می‌جنگند،
آنهایی که برای حفظ محیط زیست جهان و کاهش گرمایش زمین فعالیت می‌کنند،
سازندگان تلسکوپ جیمز وب،
همه به گردن ما حق بزرگی دارند؛
همه را در پناه خود سرافرازشان بدار و اگر نیستند روح‌شان را در آرامش قرار ده.

*ای دانا و ای توانا !!!!!*

مخترعان:
هواپیما،
تلفن،
تلگراف،
رادیو،
تلویزیون،
اشعه های ایکس و گاما،
رادیولوژی،
سی تی اسکن،
ام آر آی،
و کلیه دستگاههای:
تشخیص طبی و بیماری را مورد تفقد و عنایت اعلای خودت قرار بده که خدمات بزرگی در زندگی شون به بشریت و طبیعت و محیط زیست کرده اند.

*ای قادر متعال !!!!!*

شُکر که اندیشمندانی صالح از قبیل:
ویکتورهوگو،
منتسکیو،
داستایِفسکی،
هانس کریستین آندرسن،
گراهام بل،
شینتو،
جرج واشنگتن،
برهما،
عمرخیام،
فردوسی،
مولوی،
حافظ،
و و و ... برای فهم دقیق و واقعی زندگی و رفاه بشریت در جوامع انسانی پدید آوردی که انسانیت را تبلیغ کردند، از تو بی نهایت سپاسگزاریم.

*ای هستی بخش !!!!!*

ما زیبایی‌های زندگی‌مان را مدیون بسیاری انسان‌های بزرگی از هنرمندان، دانشمندان و مردان و زنانی هستیم که خدمات‌شان را احساس نمی‌کنیم؛
ما را قدردان آن انسانهای بزرگ که روشنی بخش زندگی مان شده اند، قرار بده.....

*ای آگاه به همه احوالات بشر !!!!!*

تاریک اندیشان،
بدخواهان،
دزدان،
اختلاسگران،
رانتخواران،
دروغگویان،
ریاکاران،
رباخواران،
نااهلان،
را که امیدی به اصلاحشان نیست، هلاک کن
تا بشریت از دست این دیوسیرتانِ زالوسرشت و نماد جهل و نادانی، در امان باشند تا زندگی زیباتر شود.

همدلان نیک سرشت
*بیایید دست بر آسمان بریم و فریاد بر آریم: خرد یارمان باد*

ققنوس

دکتر محمّد‌علی اسلامی نُدوشن

ایران را از یاد نبریم

در افسانه‌ها آمده است که قُقنوس مرغی است خوشرنگ و خوش آواز که منقار او سیصد و شصت سوراخ دارد و بر کوه بلندی در مقابل باد نشیند و صداهای عجیب از منقار او برآید. گفته‌اند که هزار سال عمر کند و چون سال هزارم به سر آید، و عمرش به آخر رسد، هیزم فراوانی گرد آورد و بر بالای آن نشیمن گیرد و سرودن آغاز کند و مست گردد و بال بر هم زند، بدانگونه که آتشی از بال او بجهد و در هیزم افتد و او در آتشِ خود بسوزد و از خاکسترش تخمی حادث گردد و از آن قُقنوسی دیگر پدید آید. گفته‌اند که او را جفت نیست و موسیقی را از آواز او دریافته‌اند.

بین افسانه‌ی "قُقنوس" و سرگذشت ایران، تشابهی می‌توان دید.

ایران نیز چون آن مرغِ شگفتِ بی‌همتا، بارها در آتشِ خود سوخته است و باز از خاکسترِ خویش زاییده شده. در این چند سال، همواره من این احساس را داشته‌ام که ایران بارِ دیگر یکی از آن دوران‌های "زایندگی در مرگ" را می‌گذراند و در میانِ درد، می‌شکفد.

گرفتاریهای روزانه، دل مشغولی‌ها و بُهت‌زدگیهای قرن، مانع از آن است که بسیاری از ما به عمق ماجرایی که در روحِ ایران است، توجّه کنیم. چون کسی هستیم که به باغِ کهنسالی در چلّه‌ی زمستان پای می‌نهد و آنرا خشک و خاموش و برهنه، گرانبار از غربت و وحشتی مرموز و شریر می‌بیند، بی‌آنکه نجوای پنهانیِ حیات، ولوله‌ی خاموشِ جِرم‌های رویَنده و سبز شونده را در شکمِ کُنده‌های پیر و نهادِ شاخه‌های خشک دریابد.

در زندگیِ ملّتها نیز دورانهای ستروَن و دورانهای زاینده است، و تناوب و تسلسلِ این دورانها بوده است که تمدّن را به پایه‌ی کنونی رسانیده. دورانِ ما یکی از دورانهای باروَر است، و زایندگی هرچند با درد همراه باشد، باز سعادت‌بخش و شورانگیز می‌تواند بود.

در روزگاری که گویی ایران در ابری از فراموشی پیچیده شده است، اگر کار دیگری از دست ما برنیاید، لااقل خوب است بکوشیم تا فکرِ او و غمِ او را در دلِ خود زنده نگاه داریم و اعتقاد به زایندگیِ دوران را در سینه نپُژمرانیم.

ما از این حیث چون بیمارانِ تریاک خورده‌ای هستیم که به هر افسونی است باید بیدار نگاهشان داشت؛ زیرا اگر چشم بر هم نهند، بیمِ آن است که دیگر آن را نگشایند.

.

یک گل نصرانی

سیصد گل سرخ ، یڪ گل نصرانی
مارا زِ سر بریده می ترسانی ؟

ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در محفل عاشقان نمی رقصیدیم.


و اما داستان این شعرِ ۱۰۰ ساله چیست ؟
#تبریز شدیدا محاصره شده است، جنگ سختی است فقط یڪ ڪوچه مانده تا جنبش مشروطه شڪست بخورد #ستارخان در #ڪوچه_امیرخیز ، آخرین جبهه در حال مقاومت است.

هوارد باسکرویل ﻣﻌﻠﻢ ۲۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ بود ﮐﻪ ﺩ‌ﺭ ﭘﺎﯾﯿﺰ ۱۹۰۸ ﺑﻪ ﺩ‌ﻋﻮﺕ #ﻣﺪﺭﺳﻪ_ﻣﻤﻮﺭﯾﺎﻝ ﺗﺒﺮﯾﺰ برای ﺗﺪﺭﯾﺲ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ دعوت شده بود .

ﻭﺭﻭﺩ‌ ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ همزمان ﺑﺎ اقدام #ﻣﺤﻤﺪﻋﻠﯽ‌ﺷﺎﻩ قاجار ﺩ‌ﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ، در به توپ بستن ﻣﺠﻠﺲ بود که ﺍﺳﺎﺱ ﻣﺸﺮﻭﻃﻪ ﺭﺍ ﺑﺮﭼﯿﺪ ﻭ ﺩ‌ﻭﺭﻩ #ﺍﺳﺘﺒﺪﺍﺩ‌ﺻﻐﯿﺮ ﺭﺍ ﺩ‌ﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣﺎﮐﻢ ﮐﺮﺩ‌.

هوارد ﺑﺎﺳﮑﺮﻭﯾﻞ ﺩ‌ﺭ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﺩ‌ﺭﺱ ﻣﯽﺩ‌ﺍﺩ، او تحت تاثیر حق طلبی و مشروطه خواهی قرار می گیرد و به ستارخان میپیوندد.

همسر ڪنسول آمریڪا در تبریز ، از او می خواهد که از صف مشروطه‌خواهان جدا شود، باسڪرویل ضمن پس‌دادن پاسپورتش گفت:
👈تنها فرق من با این مردم، زادگاهم است، و این فرق بزرگی نیست.

هُوارد فرماندهی ۳۰۰ نفر را بعهده می گیرد( سیصد گل سرخ ، یڪ گل نصرانی اشاره به همین است)و در ڪنار ستارخان در محله شنب غازان ( شام گازان ) تبریز با استبداد می جنگد و در نهایت در راه مشروطه برای غلبه بر استبداد و آزادی ملت ایران بر اثر اصابت چند گلوله در سینه شهید می شود.

ستارخان از همان ڪوچه ( امیرخیز ) پیروز می شود، تبریز و ستارخان مراسم تشییع باشڪوهی برای این شهید آمریڪایی در راه مشروطه برگزار می ڪنند.

پس از کشته شدن باسکرویل، جسدش را به خانهٔ خانوادهٔ ویلسون منتقل کرده، برای مراسم تدفین آماده کردند. .

ﻣﺮﮒ ﺑﺎﺳﮑﺮﻭﯾﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺒﺮﯾﺰﯼﻫﺎ ﺳﺨﺖ ﻧﺎﮔﻮﺍﺭ ﺑﻮﺩ‌، تشییع ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺑﺎﺷﮑﻮﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭ ﺩ‌ﺭ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ‌ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩ‌ﺭ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺍﺭﻣﻨﯽﻫﺎﯼ ﺗﺒﺮﯾﺰ ﺩ‌ﻓﻦ ﮐﺮﺩ‌ﻧﺪ تاجری که برای آراستن تابوت باسکرویل پارچه آورده بود، به آنی ویلسون گفت: ما می‌دانیم که او جان خود را برای ما داد.

در مراسم تشییع جنازه، هزاران نفر از مردم تبریز و هم‌رزمان باسکرویل شرکت داشتند.

زنان تبریز فرشی با چهره هووارد می بافند
چندی بعد #ستارخان، تفنگ باسکرویل را که در هنگام کشته‌شدن در دست داشت، با حک کردن نام و تاریخ کشته‌شدنش در پرچم ایران پیچیده و برای خانواده‌اش در آمریکا فرستاد.

در حال حاضر، مجسمهٔ نیم‌تنه‌ای از او در خانه مشروطه تبریز نصب شده‌است. عده‌ای در آمریکا پیشنهاد کرده‌اند، ۱۹ آوریل، سالروز کشته‌شدن باسکرویل را به‌عنوان «روز دوستی ایرانیان و آمریکایی‌ها» بنامند. در حال حاضر، برخی از علاقه‌مندان ناشناس به‌طور متناوب سنگ مزار وی را در «گورستان آشوری‌های تبریز» با گل‌های زرد و تازه تزیین می‌کنند.

در مراجعه به اسناد تاریخ و تاریخ نوشته ها این مراسم را چنین شرح داده‌ شده است: «در کلیسای آمریکایی در اثر ازدحام مردم جا نبود و در مسیر جنازه جمعیت غریبی بود، جنازه میان صفوف مجاهدین و در پیشاپیش شاگردان و سربازان او رو به گورستان ارامنه تبریز حرکت داده شد. اولیای مدرسه مموریال و شخصیت‌های آمریکایی نیز در صف مشایعین بودند. هزاران تن دورتادور فضای گورستان را گرفته بودند.

برخی از مورخین نوشته اند: در سال ۱۹۵۰، محمدعلی مهدوی، لوح یادبودی، بر سر مزار باسکرویل نصب کرد که بر روی آن شعری از #عارف_قزوینی، شاعر ملی ایران، کنده کاری شده بود. عارف قزوینی، در سال ۱۳۰۲ خورشیدی در سفری که به تبریز داشته و در مجلس یادبودی که بر مزار باسکرویل برگزار شد، این شعر را برای وی سرود.