v

یگانلو یا یکانلوها در محال یکانات مرند یکجا نشین شده است و یکجا نشینی این ایل قبل از اعمال سیاست تخته قاپو (یکجا نشینی اجباری ایلات رضاخان) صورت گرفته است. محال یکانات مرند از طرف جنوب به دهستان ذوالبین مرند ، از طرف غرب به محال ولدیان خوی و چمن تاریخی خوی-مرند،از طرف شمال به محال ورمزیار ماکو ،شاملوی جلفا و ماراکان و از شرق به محال هرزندات مرند ختم می‌شود.از نظر نژادی و ایلی به توخماقلوها (ایل خلفا) بسیار نزدیک هستند زیرا هر دو ایل به استاجلوها تعلق دارند.یکانیان که در سلماس،خوی،مرند،ارومیه و سولدوز (نقده) صاحب نفوذ هستند به ایل یگانلو تعلق دارند. در تاریخ معاصر ایران نام شیر علی خان یکانی ،قوچ علی خان یکانی ،بخشعلی خان یکانی و نورالله خان یکانی همچون نگینی در کنار سرداران بزرگ قراچه‌داغی همچون امیر حشمت نیساری قراچه داغی،ستار خان سردار ملی و سام خان امیر ارشد حاج علیلو می‌درخشد. هنگامیکه در تهران و تبریز مدارس نوین نبود و کودکان به مکتبخانه می‌رفتند به همت نورالله خان یکانی در روستای یکان کهریز مدرسه نوین نوریه دایر گردید و اغلب دروس علمی به زبان فرانسه ارائه می‌گردید. در اسطوره‌ها آمده است که اوغوز 6 پسر داشت که نام یکی از آنها اولدوز خان بود و اولدوز خان 4 پسر داشت که نام یکی از آنها بیگدلی بود یعنی اوغوز مجموعاً 24 پسر و نوه پسری داشت.اوستاجلوها در حقیقت فرزندان بیگدلی هستند. یگانلوها (یکانلوها) و توخماقلوها (ایل خلفای قراداغ) نیز جزو استاجلوها هستند. استاجلوهای صوفی مسلک با ایلغار مغولان به مقابله برخاستند و پس از آنکه جمع کثیری از آنها توسط مغولان کشته شدند عده کثیری به آماسیا و سیواس در آناتولی پناهنده شدند و در اوایل صفویان به قراداغ و محال یکانات مرند آمدند. استاجلوها در ارزنجان به اردوی شاه اسماعیل ختایی پیوستند و پس از پیروزی قزلباشان بر شروانشاهان به آذربایجان آمدند.استاجلوها در اردوی قزلباشان همواره در جناح چپ می‌جنگیدند.در جنگ چالدران که در سال 1514 میلادی روی داد اوستاجلوها در جناح چپ حضور داشتند و هنگامیکه اسب شاه اسماعیل ختایی زخمی شد خضر آتا اوستاجلو از اسب خویش پیاده شد و آن را به شاه اسماعیل تحویل داد و باعث نجات وی شد. اولین یکانی که در تاریخ با آن برخورد می‌کنیم شاه قلی سلطان یکانلو می‌باشد.در سال 1556 میلادی شاه قلی سلطان یکانلو از سوی شاه طهماسب اول به لقب سلطانی مفتخر گردید و سپس به حکومت هرات نائل شد. در سال 1576 میلادی بدست حسین سلطان افشار حاکم فراه در هرات کشته شد.

مرشد قلی بیگ و ابراهیم بیگ فرزندان شاه قلی سلطان یکانلو بودند.هنگامیکه شاه اسماعیل دوم فرزند شاه طهماسب اول درصدد نابودی استاجلوها برآمده بود زیرا استاجلوها به فرماندهی خلیفه انصار قراداغلو حاکم قراچه داغ و کوتوال قلعه قهقهه می‌خواستند بعد از شاه طهماسب اول حیدر میرزا را به تخت سلطنت بنشانند.در زمان قتل عام طرفداران حیدر میرزا ، شاه قلی سلطان یکانلو بخاطر اینکه در خراسان بود از مرگ رهایی یافت.بعد از حکومت گذرای شاه اسماعیل دوم،در زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده پدر کم بینای شاه عباس کبیر مرشد قلی سلطان یکانلو با علی قلی خان بیگدلی-شاملو بر علیه مرتضی قلی خان ترکمان حاکم مشهد متحد شدند.مرشد قلی خان یکانلو سپس با علی قلی خان بیگدلی-شاملو اختلاف پیدا کرد که این امر در بین قزلباشان تفرقه ایجاد نمود. مرشد قلی خان یکانلو در به قدرت رساندن شاه عباس کبیر نقش اساسی داشت.در زمان شاه عباس کبیر به القاب وکیلی و خانی مفتخر گردید. بدستور شاه عباس کبیر مرشد قلی خان یکانلو در چمن بسطام خراسان توسط امت بیگ اوستاجلو کشته شد.ابراهیم بیگ که در زمان شاه طهماسب اول به لقب خانی مفتخر شده بود حاکم سرخس در خراسان بود. ابراهیم بیگ نیز همانند برادرش مرشد قلی خان یکانلو بدستور شاه عباس کبیر در خراسان به قتل رسید.

دکتر یوسف دیزماری

 

v

اد مربوط به قریه میاب، ۱۱۸۶ ق

اسناد به ترتیبی که به هم چسبانده شده اند: ۱- سیر [؟] جهان خانم، دختر مرحوم قاسم بیک و همسر حسن زنوزی، و ام کلثوم خانم، دختر محمد سعید زنوزی و همسر محمد ولی بیک یکانی، در خصوص فروش املاکشان به محمد حسن زنوزی (پسر سعید زنوزی)، همسر سیر جهان و برادر ام کلثوم خانم، وکالت داده اند (شعبان ۱۱۰۱ ق)؛ ۲- کربلایی علی‌ اکبر بیک یکانلو سه ثلث یک سهم از جمله بیست سهم کل قریه مییاب [میاب] از محال قصبه زنوز شامل اراضی آبی و دیمی تلال و جبال عیون و انهار مزارع و مراتع را به مبلغ یک تومان و پانصد دینار تبریزی به علیرضا خان، پسر فضلعلی خان یکانلو فروخته است (۲۲ صفر ۱۱۸۶ ق)؛ ۳- فتحعلی‌ بیک، پسر حاجی مؤمن بیک یکانلو، یک سهم از چهل و دو سهم قریه مییاب [میاب] را به علیرضا خان، پسر مرحوم فضلعلی خان یکانلو، به مبلغ شش هزار و ششصد دینار تبریزی فروخته است (۴ شعبان ۱۱۸۶ ق)؛ ۴- میرزا جان بیک، پسر مرحوم آقا بابا کنگرلوی نخجوان، ربع شش دانگ قریه مییاب [میاب] از محال قصبه زنوز از اراضی آبی و دیمی تلال و جبال عیون و انهار و مراتع و مزارع، با حدود مشخص شده، را به مبلغ پنج تومان تبریزی به علیرضا خان، پسر ارشد فضعلی خان یکانلو فروخته است (۱۲ جمادی الاول ۱۱۸۶ ق).

 

نقشه ساختمان قنات

vقنات

 

دعا و سلامت روانی

دعا و سلامت رواني

دعا در اصطلاح عبارتست از توجه به خداوند، راز و نياز کردن و ارتباط با او اعراض از غير و استمداد از او، به سخن ديگر دعا ارتباط روحي و معنوي، روي آوردن به آفريدگار عالم و ماوراي ظواهر، اظهار عجز و عبوديت و درخواست نياز از پيشگاه بي نياز است.(صانعي، 1382، ص 235)

دعا و نيايش تسلي بخش دل هاي خسته و مايه روشني و صفاي جان و نيروبخش انسان در برابر مشكلات و فراز و نشيب هاي زندگي است. انسان موجودي است بي نهايت كوچك، وقتي در برابر آفريدگارش كه بي نهايت بزرگ است قرار مي گيرد و خود را، حتي كمتر از قطره اي در برابر اقيانوس و ذره اي در مقايسه با كهكشان ها مي يابد، احساس كوچكي در برابر آن عظمت، او را به كرنش و نيايش وا مي دارد و همه عظمت در همين احساس نيازمندي است.

آنچه كه اين «هيچ» را به آن «همه» پيوند مي زند دعاست. كم نيستند كساني كه دلهره، نگراني، ترس، اضطراب و تشويش خاطر را در مقاطع خطر وسختي ها و بحرانها، با داروي«دعا» درمان مي كنند.

قرآن هم به اثر آرامش بخشي دعا اشاره مي كند. آنجا كه مي فرمايد:«خذ من اموالهم صرقه تطهرهم و تزكيهم بها وصلّ عليهم انّ صلوتك سكن لهم والله سميع عليم؛ از اموال آنها صدقه اي (زكات) بگير تا به وسيله آن آنها را پاك سازي و پرورش دهي، و به آنها (هنگام گرفتن زكات) دعا كن كه دعاي تو مايه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و داناست» (عسگري، حسن - 1386 )

براي همين مي توان اين برداشت را از اين آيه كرد كه: دعاي خير در حق يكديگر موجب تسكين و آرامش روحي و دعا كننده و دعا شونده، مي شود. (عسگري، حسن - 1386 )

برخي از پزشکان بر اين باورند که در بسياري از موارد دعا در بهبودي حال بيماري موثر بوده است. بنابراين بايد دعا را در معالجه بيماران يکي از شيوه هاي موثر دانست.

در مورد بسياري از مردم دعا براي درمان بيماري هاي رواني بسيار موثر بوده و در نتيجه صحت بدني و جسمي آنها را در پي خواهد داشت. افراد مذهبي مي پذيرند که هر واقعه و امري در زندگي آنها رخ مي دهد انعکاسي از مشيت الهي است و اين مشيّت الهي که از نظر آنها پنهان است در نمازها و دعاها مشهود مي گرد. اگر نيرويي براي تحمل پيش آمدها لازم باشد در اثر دعا و نماز به دست مي آيد. (بوترابي، 207)

آرام سازي يکي از شيوه هاي مورد استفاده برخي از روان درمانگران براي درمان بيماري هاي رواني است و انسان مي تواند آنرا از راه تمرين بياموزد. خواندن نماز آن هم پنج بار در شبانه روز، خود بهترين برنامه آرام سازي مي تواند باشد.

پيامبر اکرم (ص) به هنگام فرا رسيدن اقامه نماز مي فرمود:« اي بلال ما را با نماز به آرامش وادار» و در در حديث آمده است هرگاه امري بر رسول خدا سخت مي آمد، به نماز مي ايستاد. حالت تمدد اعصاب و آرامش رواني ناشي از نماز، انسان را از اضطرابي که بيمار رواني همواره از آن رنج مي برد، مي رهاند.

دعا و تضرع در درگاه خداوند باعث کاهش احساس اضطراب مي شود، زيرا مومن مي داند که خداوند متعال در قرآن« کريم فرموده است « و قال ربُکم ادعوني استجب لکم؛ پروردگار شما فرمود مرا بخوانيد تا دعاي شما را اجابت کنم.» (سوره غافر، آيه60 ) (بوترابي، ص208 )

در انجيل باب 5 نامه يعقوب آمده است : « نزد يکديگر به گناهان اعتراف نماييد و براي هم دعا کنيد تا شفا يابيد. دعاي صادقانه فرد درستکار قدرت و تأثير شگفت انگيزي دارد. (ترجمه عهد عتيق، باب 5 ص 1898 – به نقل از بوترابي، ص 209)

گاندي نيز در مورد دعا اظهار مي دارد، اگر دعا و نماز نبود من مدتها قبل ديوانه شده بودم.

غزالي مي گويد، از طريق ذکر، تمامي ترس ها از بين مي رود و همه ناراحتي ها از آدم سترده مي شود. آنگاه که فرد به ياد خدا مي افتد، قلبش مالامال از رضا مي شود، قلبي که آکنده از ترس و ياس بوده است. لطف و توجه پروردگار قلب ذاکر را زير سايه خود قرار مي دهد و انسان را به يقين و قاطعيت مي رسد که رهايي از ناراحتي هاي دروني سهل و هموار است و مي توان وسوسه ها را در هم کوبيده و تخيلات باطل را از خود دور ساخت. ( قريشي راد، فخرالسادات، ص257)

ذکر خدا و ياد خدا در جهت سلامت روح و بهداشت رواني بسيار موثر است و موجب پيوند محکم و استوار انسان با خدا مي شود.

آدمي مي تواند از ايجاد خصايل زشت و ناپسند اخلاقي در دل و قلب خود جلوگيري کند و زمينه را براي ايجاد بيماري هاي دل و قلب و روح از بين ببرد.

دل سپردن به پروردگار و مکتبي که خدا برايش فرستاده موجب مي شود که انسن از رهگذر آن بتواند از ميان تند باد حوادث روزگار و فراز و نشيب هاي مداوم زندگي و علل و عوامل مشکل ساز با حالتي استوار و با آرامش دروني و توام با اطمينان و يقين عبور کند. ( چکيده مقالات همايش مشاوره از ديدگاه اسلام، همان، ص11 و 12)